X
تبلیغات
رایتل

برای منصفی

یکشنبه 5 تیر‌ماه سال 1390

اسمت را زیاد می شنیدم . اسطوره ای بودی بر زبان مردم شهرم که در هر تکرار ،تکرارم می شدی. تا اینکه شعرت را از حنجره ی مردی شنیدم که بسیار دوستدارت بود و من این بار از اسمت عبور کردم.

گپ حافظ را از زبان تو شنیدم و اعجاز قلم مانی را در اشعار تو یافتم.

هر بار که شعرهایت با لرزش تارهای گیتار به هم می آمیخت در گوش هایم نوتر می شدی.آنقدر در باغ های ایسین ، نو و کهنه شدی تا خاطراتم سه ساله شد .

اکنون که برایت می نویسم چهارده سال است که تو دیگر نیستی هرچند هنوز در هر اتفاقم امیدم از تو بارور می شود که :" تو یارمش مه تو ول ناکنم ".




                                                                             راحیل 


با سپاس از حرکت زیبای جغد بندری و هرچند دیر.