X
تبلیغات
رایتل

«حقیقت العشق »

دوشنبه 20 تیر‌ماه سال 1390

«حقیقت العشق فی برهوت معرفت» سخت فکرم رو به خودش مشغول کرده بود و حاصلش شد چند خط زیر  ...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

روزهای سختی بود . روزهایی که امید داشت به پیروزی شیرینی ختم بشه  .

تا اون روز پیروزی های تلخ زیادی رو تجربه کرده بود - اغلب در برابر پادشاه پیروز بود - دختر بزرگ شاه بود و نازهای دخترانه اش همیشه خریدار داشت .

تمام سختی جنگیدن با پادشاه رو به جون می خرید. با خودش فکر کرده بود‌؛" داماهی هم شهری شده" و کمر بسته بود که به هر قیمتی اونجا زندگی کنه . راستش همیشه درمورد پادشاه بی انصاف بود.

.

.

.

هنوز یکسال هم از زندگی توی داماهی نگذشت،اما اینبار تنها تر و خسته تر از همیشه به تلخ ترین پیروزیش  در مقابل پدر فکر می کرد.