برای مامانم
چهارشنبه 22 تیر ماه سال 1390
بیست و دو / سه سال پیش ، مامانم میگفت؛ اگه خوب غذا بخورم و دختر خوبی باشم از برآمدگی کتفم دو تا بال بیرون می آد و تبدیل به یه فرشته می شم .
مامان می گفت این برآمدگی واسه همین خلق شده .
می پرسیدم ؛تو خوب غذا نخوردی یا دختر خوبی نبودی ؟می خندید و می گفت من هنوز بزرگ نشدم .
من بزرگ شدم مامان ، اونقد بزرگ که یه خونه رو تنهایی پر می کنم .
دلم یه بشقاب غذا می خواد؛ کاش می شد این بار برات دختر خوبی باشم.

